آراتا ایسوزاکی در نیمه دوم دهه 1960 مقاله ای با عنوان «شهری که دیده نمی شود» منتشر می کند. او در این مقاله طرح شهری رویایی سر به فلک کشیده را با نام «شهری در آسمان» و یا «خوشه ای در هوا» (Cluster in the Air) می دهد. ایده این طرح بر اساس دو نظریه متابولیزم (نظریهای که گروهی ازمعماران ژاپنی در دهه 60 ارائه دادند. بر اساس آن ساختمان هم مانند گیاهان ـ موجود زنده ـ رشد می کند و بزرگ می شود و با محیط خود تطبیق پیدا می کند) و مگا ستراکچر (سازهای غول پیکر) بود.
در این طرح ساختمان ها همچون درختانی است که هر یک قابلیت رشد داشته و هرگز تکمیل نمیشوند. این مجموعه شامل برج های از زمین برخاسته است که تاسیسات زیر بنایی از قبیل خیابان (محل عبور) و خطوط زندگی (lifeline) از قبیل آب، برق و غیره را در خود جای داده است این قسمت به مانند تنه یک درخت است و واحد های ساختمانی مانند شاخههای درخت به برج های مرکزی وصل می شوند. این واحدها را می توان براساس نیاز کم و زیاد کرد، گسترش داد یا کوچک کرد.
اگر یک برج به تنهایی بنا شود تنها یک ساختمان است ولی اگر چندین برج کنار هم ساخته و با یک دیگر متصل شوند یک شهر ایجاد خواهد شد!
در این طرح با استفاده عمودی از تاسیسات زیربنایی، از فضای روی شهرها بعنوان فضایی بکر و دست نخورده برای ساخت شهری جدید استفاده شده است. در این مدل می توان شهر فرزانه مد نظر ایسوزاکی در دهه 60 را دید. دهه ای که نقطه آغازی برای رشد شتابان اقتصادی ژاپن بود. رشدی که تا اواخر دهه 80 ادامه داشت. درآن دوران معمارهای بسیاری طرح هایی از این دست میدادند که در تمام آنها غول-ساختمان ها ناجی مشکلات شهرنشینی بودند. در جامعه امروز ژاپن که از سرعت رشد اقتصادی بسیار کاسته شده است و حتی رشد جمعیت چیزی نزدیک به صفر است. طرح هایی از این دست چیزی بیش از یک تاریخ نیست و دیگر کسی را نمی توان پیدا کرد که شهر های آینده و فرزانه را در غول-ساختمان ها ببیند.
این جاست که معمار پیر ژاپنی آرزوی فراموش شده خویش را در کویرهای نفت خیز خاورمیانه تحقق یافته می یابد. این ایده بعد از بیش از 40 سال مورد توجه کارفرمای قطری قرار گرفت و او از ایسوزاکی می خواهد تا مجموعه ای شامل کتابخانه ملی قطر، بانک بین الملی قطر و برج شیخ با این ایده برای او بسازد. کار ساختمانی این مجموعه قرار است در سال 2006به پایان برسد.











